close
تبلیغات در اینترنت

شناخت بیشتر ولایت فقیه


موضوعات موضوعات

1. معنویت در خانواده :

آیات و احادیث ( معنویت در خانواده )

شناخت بیشتر امام زمان (عج)

شناخت بیشتر ولایت فقیه

اخلاق خانوادگی اولیا و عرفا

2. ازدواج :

انتخاب همسر

دوران نامزدی

3. همسران

روابط بین همسری

برنامه ریزی تحصیلی همسران

بیکاری همسر

تصمیم برای بچه دارشدن !

اعتیاد به مواد مخدر

4. فرزندان :

تربیت فرزند ( آیات و احادیث )

دوستان فرزند

تاثیر فیلم و کارتون بروی فرزند

تاثیر کامپیوتر و اینترنت بروی فرزند

برنامه ریزی برای زندگی فرزند (روزانه)

انتخاب رشته تحصیلی

5. ارتباط با دیگران :

ارتباط با فامیل

ارتباط با همسایه ها

ارتباط با دوستان

7. پیامک SMS

برای همسران

مناسبتی

طنز

9. نکته های پزشکی بهداشتی

تغذیه خانواده

بیماریهای خانواده


آرشيو آرشيو

مرداد 1396

خرداد 1396

فروردين 1396

بهمن 1395

دی 1395

شهريور 1395

خرداد 1394

فروردين 1394

اسفند 1393

بهمن 1393

مرداد 1392

تير 1392

ارديبهشت 1392

فروردين 1392

اسفند 1391

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

آبان 1391

مهر 1391

تير 1391


نويسندگان نويسندگان

(191)

homesky (0)


جستجوگر پيشرفته سايت





ولایت فقیه - استاد پناهیان


استاد پناهیان :

    ما هنوز
مفهوم ولایت برایمان آن‌قدر جا نیفتاده که  دستمان به خیمۀ آقا امام زمان (عج) برسد.
    ولایت مهمترین عاملی است که می‌تواند آدمی را به کمال برساند. هیچ‌چیز، مثل ولایت، ( نماز،  نمازشب نه  عزیز من !)   اصلاً و ابداً هیچ‌کدام به گرد پایش نمی‌رسند. یک‌شبه آدم  راه صدساله می‌تواند برود. ببینید چقدر مفهوم ولایت غریب است!

.... ادامه را در ادامه مطلب مطالعه کنید....

بازديد : 398 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


صحیفه ی روح الله ....


هر موقع دیدید دارید افسرده حال می‌شوید

بروید یک دور صحیفه نور حضرت امام را بخوانید،

من چقدر به جوان‌ها توصیه کردم آقا یک دور صحیفه نور حضرت امام را مطالعه کنید،

امام کلامش یک اثر دیگری دارد،

یک نور دیگری دارد،

از شانصدتا کتاب علمی خواندن، اثرش بیشتر است،

ببین چی دارم بهت می‌گویم،

یک وقت نگویی کسی نگفته بود

روز قیامت یقه نگیری ما آنجا یقه نداریم.

 

ما کیفش را کردیم تنها خوری نکردیم،

به تو می‌گوییم تو هم کیفش را بکن،

ما که باور کنید نصف بیشتر صحبت‌های حضرت امام را شنیده بودیم،

یک دور وقتی که من افتادم به مطالعه صحیفه نور یک زمانی،

نشد بگذارمش کنار،

برو ببین چه خبر است؟

بگذار روحت رنگ روح امام را که روح خدا بود پیدا کند،

اصلاً یک اثر دیگری دارد،

امام این جوری می‌کرد مملکت ما به جایی رسیده است که

جوان‌ها می‌آیند از من تقاضا می‌کنند

دعا کن ما شهید بشویم،

حالا بیایید با هم تحلیل کنیم،

چند نفر رفته بودند این جوری به امام گفته بودند؟

اکثریت جوان‌ها این جوری نبودند،

قبول است آقا؟

امام تکیه می‌کند به آن،

مملکت را با آن جوان شهادت‌طلب معرفی می‌کند،

مثبت‌نگری را می‌بینید؟

مثبت‌نگری را می‌بینید؟

 

از بین همه بچه‌های دوازده ساله

یک دانه دوازده ساله که رفته زیر تانک، بر می‌دارد این را می‌کند نماد ملت،

رهبر ما طفل دوازده ساله‌ایست که،

ببین این مثبت‌نگری،

بعدش هم روزی که می‌خواهد از دنیا برود

من با قلبی آرام،

ضمیری مطمئن،

به فضل خدا

و به این مردم هم امام آرام بود، خیالش راحت بود.

 

نکته اول :

گفتیم انقلاب برای ما مقدّس است،

نظام برای ما مقدّس است،

قداست نیاز به یک تعظیم قلبی و رعایت آداب ظاهری دارد،

با انقلاب و نظام این گونه برخورد کنیم،

نکته دوم برای رفع مشکلات انقلاب

بر امتیازات، خوبی‌ها، تأکید بورزیم و به آنها تکیه کنیم.


yaali.blog.ir

بازديد : 108 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه اخلاق خانوادگی اولیا و عرفا نظر دهيد! [ ]


همه زیبایی های ازدواج از بیان پدری مهربان


اگر فردی برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد، جمال هم خواهد داد.

خدا از مجرد خوشش نمی آید

خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی آید،
مخصوصا آن هایی که جوانند.
 در کل خدای متعال از زندگی مشترک و مزدوج خوشش می آید.
مرد تنها و زن تنها که همه عمرخود را در تنهایی می گذرانند،
از دید اسلام یک چیز مطلوبی نیست.
مثل یک موجود بیگانه است در پیکره نظام انسانی.
 اسلام اینطور خواسته که خانواده،
 سلول حقیقی مجموعه پیکره جامعه باشد نه فرد تنها.
(75.11.2)

سن ازدواج
پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند جوان ها زود ازدواج کنند.
ما هم باید در جامعه خودمان این را رواج دهیم.
 جوان ها باید در سن مناسب، وقتی که از دوران جوانی خارج نشدند،
در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج کنند.
 این بر خلاف تلقی و برداشت خیلی از افراد است که خیال می کنند
 ازدواج های دوران جوانی، ازدواج های زودرس است
 و ماندگار نیست. درست برعکس است. اینطور نیست،
 اگر درست صورت بگیرد ازدواج های بسیار ماندگار و خوبی خواهد بود
و زن و شوهر کاملا با هم صمیمی خواهند بود.(79.12.23)

کفو هم بودن
عمده مسائل در باب کفو، عبارت است از ایمان،
 یعنی هر دو مومن دارای تقوا و پرهیزگاری و
 هر دو معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به آنها باشند.
 این که تأمین شد بقیه چیزها اهمیتی ندارد.
وقتی تقوا و پاکدامنی و طهارت دختر و پسرمعلوم شد،
سایر چیزها را خدای متعال تأمین می کند.(72.6.11)

دنبال ایده آل نباشید
دخترها و پسرها به دنبال ایده آل نباید باشند.
در امر ازدواج هیچکس ایده آل نیست.
باید بسازند و زندگی کنند چون مرد ایده آل بی عیب
 و زن ایده آل بی عیب در هیچ کجای عالم پیدا نمی شود
 و این نباید موجب سردی در ازدواج شود. (78.1.24)

معیارهای اصیل
اگر چنانچه کسی به خاطر مال و جمال ازدواج کند،
 طبق روایت ممکن است خدای متعال مال و جمال را به او بدهد
و ممکن هم هست که ندهد.
 اما اگر برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند،
خدای متعال به او مال هم خواهد داد، جمال هم خواهد داد.
 ممکن است کسی بگوید جمال اعطا کردنی نیست،
 یک کسی یا جمال دارد یا ندارد!
معنایش این است که چون جمال در چشم شما و در دل شما و درنگاه شماست،
اگر انسان کسی را که خیلی جمیل هم نباشد دوست داشت،
 او را جمیل می بیند.
وقتی کسی را دوست نداشت
هر چقدر هم جمیل باشد به نظر او جمیل نمی آید.(77.10.13)

لحظه آرامش همسر
انسان در تلاطم های زندگی که ناشی از برخوردهای ناگزیر است،
 به دنبال یک فرصت می گردد تا به آن پناه ببرد.
اگر یک زوج باشند در این تلاطم ها به یکدیگر پناه می برند.
مرد در کشاکش زندگی مردانه خود، احتیاج به یک لحظه آرامش دارد
 تا بتواند راه را ادامه دهد.
آن لحظه آرامش کی است؟
همان وقتی است که او در محیط سرشار از محبت و عطوفت خانوادگیش قرارمی گیرد.
با همسر خود که به او عشق می ورزد، با اوست.
 درکنار اوست. وقتی با همسر خود مواجه می شود،
این همان لحظه آسایش و آرامش است که قبل از ازدواج میسر نمی شود.
 زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود، با بحران مواجه می شود.
روح زن ظریفتر است.
بیشتر به آرامش، آسایش، تکیه کردن و به یک شخص مطمئن احتیاج دارد.
او کیست؟
 او شوهر است.
 آرامشی که همسر به همسر خود می دهد هیچ کس دیگری نمی تواند بدهد.(81.6.6)

مهریه سنگین مال جاهلیت است
خود آن کسی که مشرع مهر است که نبی اکرم باشد،
 که از همه کائنات بالاتر است و دختر مطهره و عزیز او
 که از همه زنان عالم از اولین و آخرین بالاتر است
و شوهر او که امیرالمومنین (ع) باشد که
 از جمیع خلائق از اولین تا آخرین بعد از پیامبر (ص) بالاتر است،
برای این دو نفر که جوان و زیبا بودند،
 عنوان داشتند و محترم بودند و اول شخص مدینه بودند.
دیدید پیغمبر چقدر مهر قرار داد؟
پیامبر آمد همه رسومات غلط را شکست
چون مانع ازدواج می شود.
 اگر کسی برای دختر خود اهمیت قائل است،
یا دختری برای خود ارزش قائل است
راهش این نیست که بگوید مهریه ما را زیاد کنید.
 کسانی که مهریه دخترشان را برای احترام به او بالا می برند، اشتباه می کنند.
 این احترام نیست. این بی احترامی است.
 برای اینکه دخترتان را درحد یک کالای قابل مبادله تنزل می دهید.
 مهریه سنگین مال دوران جاهلیت است.
من گمان می کنم این مهریه حضرت زهرا(س) اینقدر کم بوده
و همه اهل بیت به مهرکم "مهرالسنه" مقید بودند.
 این یک جنبه نمادین داشت برای این که بین مردم مبنا و پایه ای باشدبرای عمل به آن.(77.8.11)

مهریه مانع طلاق است؟
بعضی خیال می کنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می کند.
 این خطاست، اشتباه است.
 هیچ مهریه سنگینی مانع طلاق نمی شود
و نشده است.
 اگرخدای ناکرده زن و شوهر نااهل باشند،
مهریه سنگین هیچ معجزه ای نمی تواند بکند.
 آن چیزی که مانع طلاق می شود،
 اخلاق و رفتار است، رعایت موازین اسلامی است.73.9.2)

ماجرای 14 سکه؟
اینکه می بینید ما گفته ایم 14 سکه طلا را بیشتر عقد نمی کنیم،
 نه برای این است که 14 سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد می کند،
 خیر. 14 هزار سکه هم باشد ازدواج ایرادی ندارد.
 این برای این است که جنبه معنوی ازدواج غلیه کند بر جنبه مادی.
 مهریه هر چه کمتر باشد به طبیعت ازدواج نزدیک تر است.(71.1.5)

رمز بقای زندگی
معنای سازگاری این است که زن و مرد با هر وضعیتی هست و پیش آمده است بسازند.
خوب ممکن است دو نفری که تا به حال با هم زندگی نکرده اند
ممکن است از هم یک ناسازگاری هایی ببینند،
آیا باید از هم دلسرد شوند و بگویند این مرد یا این زن به درد من نمی خورد؟
نه، سازش کاری در محیط خانواده جز واجبات است.
 نباید زن و شوهر تصمیم بگیرند که خودشان هر چه گفتند همان شود.
 نه! باید بنا داشته باشند با هم سازگاری کنند.
اگر دیدید مقصود شما تأمین نمی شود مگر با کوتاه آمدن، کوتاه بیایید.
این سازگاری در زندگی اساس بقا زندگی است.(78.4.9)

معنای قوامون علی النسا
به هیچ عنوان نمی توانیم بگوییم شوهر و یا زن کدامیک سهم بیشتری دارد.
 هر دو به یک اندازه در حفظ بنیان خانواده نقش دارند.
هر دو در مقابل هم مسئولند.
ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجه دو حساب می کرد،
 اما موجود درجه دو نداریم.
هر دو مثل همند و ازحقوق برابری در زندگی برخوردارند.
 مگر در جایی که خدای متعال بین زن ومرد فرق گذاشته
 که آن هم روی مصلحتی است
 و به نفع مرد و به ضرر زن نیست.
 آیه الرجال قوامون علی النسا یعنی
سرپرستی امور خانه بر عهده مرد است
و مرد باید برود کار کند.
 زن هر چه ثروت دارد برای خودش است
 و زن و مرد باید مانند دو شریک و رفیق با هم زندگی کنند. (79.6.28)


بازديد : 215 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه انتخاب همسر دوران نامزدی روابط بین همسری بیکاری همسر اعتیاد به مواد مخدر نظر دهيد! [ ]


کم کاری در هنر و رسانه


کم کاری در هنر و رسانه


استاد پناهیان :


اگر یک روزی از شما پرسیدند انقلاب ما چه چیزی کم داشت،

بگویید فقط یک چیز کم داشت

و آن هنر و رسانه.

بنده هر کمبود دیگری را در این انقلاب بگویید نمی‌پذیرم. آقا!

دانشگاه‌ها باید اصلاح بشوند،

دانشگاه‌ها ، اگر هنر و رسانه به وظایف خود عمل می‌کردند، اصلاح شده بود.

حوزه‌های علمیه باید به وظایف خود بهتر عمل بکنند؛

اگر هنر و رسانه اصلاح شده بود، حوزه‌ها را هم با وظایف خود آشناتر می‌کرد.

...

یک حلقه‌ای است این حلقه. که حلقۀ مفقوده‌ای است در جامعۀ ما.

اگر رشد علم و تکنولوژی را شما به عنوان یکی از

نیازهای ضروری جامعه

تلقی بفرمایید که همین‌طور هم هست،

تنها رسانه‌ای که برای رشد علم، فعالیت کرد،

رسانه‌ای است به نام مقام معظم رهبری

که از وجود نازنین خودش به عنوان یک رسانه استفاده کرد.

اینقدر خودِ ایشان با دانشمندها جلسه گرفت،

در سخنرانی‌های خودش این مطلب را بیان کرد،

که نهضت نرم‌افزاری را جان بدهد

و جانی گرفت فعالیت علمی و به ثمراتی نشست


yaali.blog.ir

 

 

 

 

بازديد : 119 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه تربیت فرزند ( آیات و احادیث ) تاثیر فیلم و کارتون بروی فرزند تاثیر کامپیوتر و اینترنت بروی فرزند نظر دهيد! [ ]


امر به معروف - نهی از منکر


امام خمینی (ره) :


پس ای عزیز، برای یک خیال باطل، یک محبوبیت جزئی بندگان ضعیف،

یک توجه قلبی مردم بیچاره، خود را مورد سخط و غضب الهی قرار مده،

و مفروش آن محبت های الهی، آن کرامت های غیر متناهی، آن الطاف و مراحم ربوبیت را

به یک محبوبیت پیش خلق که مورد هیچ اثری نیست و از او هیچ ثمری نبری جز ندامت و حسرت.


وقتی دستت از این عالم کوتاه شد، که عالم کسب است و عملت منقطع گردید،

دیگر پشیمانی نتیجه ندارد و رجوع بی فایده است.


پس ای عزیز، نام نیک را از خداوند بخواه.

قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش کن با تو باشد.


تو کار را برای خدا بکن، خداوند علاوه بر کرامت های اخروی

و نعمت های آن عالم در همین عالم هم به تو کرامت ها می کند.

تو را محبوب می نماید.

موقعیت تو را در قلب زیاد می کند.

تو را در دو دنیا سربلند می فرماید.

ولی اگر بتوانی با مجاهده و زحمت قلب خود را از این حب هم به کلی خالص نما.

باطن را صفا ده تا عمل از این جهت خالص شود و قلب متوجه حق گردد.


حدیث دوم (ریا) … چهل حدیث امام

بازديد : 132 بار دسته بندي : آیات و احادیث ( معنویت در خانواده ) شناخت بیشتر ولایت فقیه تربیت فرزند ( آیات و احادیث ) ارتباط با فامیل ارتباط با همسایه ها ارتباط با دوستان نظر دهيد! [ ]


ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است ...


استاد پناهیان :

1. ما هنوز مفهوم ولایت برایمان آن‌قدر جا نیفتاده که دستمان به خیمۀ آقا امام زمان (عج) برسد.

2. ولایت مهمترین عاملی است که می‌تواند آدمی را به کمال برساند.
هیچ‌چیز، مثل ولایت، ( نماز، نمازشب نه عزیز من !) اصلاً و ابداً هیچ‌کدام به گرد پایش نمی‌رسند. یک‌شبه آدم راه صدساله می‌تواند برود. ببینید چقدر مفهوم ولایت غریب است!

3. لازم نیست مردم دنیا به دین ما معتقد باشند، به ولایت ما معتقد باشند.

# ولایت همان اطاعت از خداست، منتها اطاعت در یک سری دستورات روتین می‌شود همین اطاعت.

همچین که دستور نابه‌هنگام می‌دهد که عکس‌العمل ما را ببیند، این اسمش می‌شود ولایت. آنجا بهش می‌گویند ولایت.


حالا دست امام زمان باشد یا دست خودِ خدا باشد، فرق نمی‌کند.

که حالا این هم حتماً تفاوتش را می‌دانید دیگر، فرمان‌های روتین و ثابت پذیرشش سهل‌تر است،

از فرمان‌هایی که یک دفعه‌ای بخواهد آدم را تغییر بدهد. سر چهارراه ایستادی پشت چراغ قرمز، راحت چراغ قرمز را تحمّل می‌کنی.

یک دفعه‌ای افسر می‌آید می‌گوید هنوز صبر کنید، سبز شده بایستید. یک دفعه‌ای ناراحت می‌شوی.

این سخت‌تر است تحمّلش، این یعنی ولایت. آقا! این با چراغ قرمز فرق نمی‌کند،

حتی در تمام کتاب‌های قوانین راهنمایی رانندگی گفتند که این مهمتر از چراغ قرمز است،

تو نمی‌توانی بگویی برو کنار آقا! چراغ سبز شد، مثل اینکه افسر هستی خودت نمی‌فهمی ها! چه خبر است.

می‌گوید ببین! افسر هستم، تو اولاً بیا گواهینامه‌ات را بده من یک منگنه کنم؛ در گواهینامه نوشته فرمان من مهمتر از چراغ قرمز است.

این چراغ قرمز وقتی است که من نیستم، یا وقتی من نمی‌خواهم دستوری بدهم. می‌گویم باشد،

من اینجا ایستادم ولی همین را اجرا کنید. ولایت یعنی آن دستور مافوق چراغ قرمز و سبز.

حالا چه خدا مستقیم بگوید که به ابلیس گفت سرنگون شد، چه پیغمبر خدا بگوید چه ائمۀ هدی(ع)،

چه هر کس دیگری که بر انسان ولایت دارد، مثل پدر و مادر. و تا هم می‌گویی ولایت این می‌گوید این می‌خواهد برساند به ولایت‌فقیه.

نه به قرآن قسم! تو پدر و مادر دستور نابه‌هنگام بی‌ربط صادر کنند، گوش نکنی در آن بخش واجب، هیچی! دینت بر هواست.

مامانت می‌گوید من راضی نیستم، رفتی. بابایت می‌گوید راضی نیستم، نمازت اصلاً قبول نمی‌شود.

حالا مامانت، بابایت، چقدر آدم دین‌داری هستند، دین‌دار نیستند، جاهل هستند، عالم هستند، هر چی هستند.

یک نوعی ولایت دارند دیگر، درصدی از ولایت. هر درصدی از ولایت هرکی دارد، همین کار را می‌کند دیگر.

# خیلی‌ها جایگاه ولایت را در عموم احکام دین الاهمّ فی الاهمّش را یعنی اهمیّتش را وقتی که الاهمّ فی الاهمّ می‌کنند دقیق نمی‌توانند تشخیص بدهند، یک چیزی شنیدند رکن رکین دین، ولایت است، حتّی نماز نیست به اندازۀ ولایت اهمیّت ندارد.
# امام رضا ولایت را می‌خواهد توضیح بدهد می‌فرماید: امام، مادر است، امام، پدر است. در جامعه‌ای که پدر و مادر مخدوش است چهرۀشان؟ چه می‌خواهی بگویی؟ امام رضا فرمود: امام مثل مادر است. مادر کی هست حالا؟ البته مادر در جامعۀ ما خیلی محترم است ها! پدر هم اِی بَدَک نیست، به‌خاطر همین هم ما همین‌مقدار ولایت‌پذیری را داریم که می‌بینید.
# من یک جایی صحبت می‌کردم می‌گفتم: ولایت معنایش این نیست که صاحب مردم است، صاحاب مردم است، صاحب با صاحاب خیلی فرق می‌کند. صاحاب یعنی همه چی صاحاب. امّا صاحب یعنی صاحب.
#
# مقدمۀ رفاه چیست؟ خب معلوم است، اگر از بچۀ هیئتی بپرسی مقدمۀ رفاه چیست می‌گوید خب معلوم است ولایت. بگویی مقدمۀ لذّت چیست؟ می‌گوید خب معلوم است ولایت. آقا! مقدمۀ آرامش چی؟ می‌گوید خب آن هم که خب معلوم است ولایت است دیگر. خب مقدمۀ عدالت چیست؟ می‌گوید آن هم که معلوم است، ولایت.
# بله بچه‌ای که به پدر مادر خودش احترام بگذارد این راحت امام زمان را می‌پذیرد راحت ولایت می‌پذیرد. من از شما چندتا سؤال بکنم مهمترین امر دین چیست؟ مهمترین امر دین خیلی راحت بدون هیچ اختلافی بین علما ولایت است از نماز مهمتر است از حجاب مهمتر است از نمی‌دانم از همه‌چیز مهمتر است.
# قیام امام حسین مانع بود از اینکه دین نابود بشود قیام فاطمی مانع می‌خواست بشود از اینکه دین ذره‌ای از آرمانهای بلندش کم بشود. قیام فاطمۀ زهرا سلام‌الله‌علیها برای این بود که یک‌ذره از بر تارک ولایت گرد ننشیند ولایت مستقر باشد ولایت یعنی اوج آرمانهای دینی اما قیام اباعبدالله الحسین علیه‌السلام دیگر کم‌کم در ارتباط با این نبود که ولایت علوی مستقر بشود، هدف عملیاتی و به نتیجه رسیده‌شدۀ قیام امام حسین این بود که ولایت مطلقه از یزید گرفته بشود.
# حالا در این تفاوت چه تشابهی با قیام امام زمان وجود دارد؟ قیام امام زمان از نوع قیام حسینی است بیشتر یا از نوع قیام فاطمی؟ فاطمی. می‌آید چکار بکند قیام امام زمان؟ می‌آید ولایت عظمای حق را در روی زمین مستقر بکند.جالب است ولایت وقتی بخواهد مستقر بشود دیگر یک زمین و دو زمین نیست جهان را می‌گیرد، ولایت اگر بخواهد بیاید مستقر بشود همۀ عالم را فرا خواهد گرفت چون ولایت یک‌جا نمی‌ماند.
# این‌جوری می‌شود که شما هزاری هم نماز اول وقت بخوانی هزاری هم در زندگیت یک دانه دروغ هم نگفته باشی اما ولایت را ازش تبعیت نداشته باشی خیلی آدم رذلی هستی.
# اخلاق خوب منهای ولایت، خیلی گمراه کننده است، زمان امیرالمؤمنین هم خوارج همین کار را کردند آخر سر هم امیرالمؤمنین را خوارج به قتل رساندند یعنی طلحه و زبیر و صفین و معاویه را پشت سر گذاشت امیرالمؤمنین در خوارج ماند، آخر سر هم رگ‌هایی از همان خوارج تأثیرگذار شدند فرهنگ آنها کربلا را به پا کرد.
# کارکردهای ولایت : یکی از کارکردهای ولایت چیست؟ قدرت‌هایی که در جامعه بروز می‌خواهند پیدا کنند، قدرت‌هایی که می‌خواهند با هم رقابت کنند چرخش قدرت بین نخبه‌گان جامعه که می‌خواهد صورت بگیرد نظارت بر جابه‌جایی قدرت، نظارت بر عملکرد قدرت‌ها و نظارت بر حق و باطل در نزاع بین قدرت‌ها خواهد داشت.
# اینکه گفته می‌شود ولایت فقیه قدرت، ولایتش مطلق است برای اینکه سیاسیون قدرت‌ها، قدرت‌ها نتوانند با بازی‌های سیاسی قدرتِ ایشان را محدود بکنند، تا آنجایی که می‌شود، البته یک وقتی بر می‌دارند کُل جامعه را می‌ریزند سرِ ولیّ فقیه، مثلاً کُل جامعه را آن زمان ریختند سر امام حسین، کُشتند امام حسین را، خب بله این‌جوری هم می‌شود کار کرد ولی ایشان می‌تواند بایستد بگوید نه من نمی‌پذیرم ولو کُشته بشوم.
# قدرت مطلقه‌ای باید وجود داشته باشد فراتر از قدرت‌ها و الا بازی می‌خورد، ما طرح سه تیکه کردنِ قدرت در قوۀ قضاییه، مقننه و مجریه را نمی‌پذیریم در نظام ولایت فقیه، بعضی‌ها می‌گویند ما از آنها تقلید کردیم، قدرت‌ها را تقسیم کردیم به سه تا و بعد این سه تا باید مستقل از همدیگر عمل کنند، کجای دنیا عمل کردند که ما دومین کشور باشیم؟ کجای کشور؟
# علّت مظلومیت امیرالمؤمنین همین حدود شرعی بوده، اصلاً محال است کسی ولایت داشته باشد دچار مظلومیت نشود، متّهم نشود، راحت می‌شود متّهمش کرد، چون او که آبروی تو را نمی‌برد تو می‌توانی هر چی بگویی.
# ولایت وقتی که می‌خواهد بیاید قدرت‌ها را کنترل بکند کدام بخش از رفتار قدرت‌ها را کنترل می‌کند لذا دردهایی، بخش پنهان، بخش پنهانی که اکثر اوقات به دو دلیل نمی‌تواند آن را بیان کند، لذا راحت می‌شود ولایت را در موضع کنترل قدرت، قدرت‌ها مظلوم دید، راحت می‌شود مظلوم دید، این در حکومت پیامبر اکرم بوده، این در حکومت امیرالمؤمنین بوده، این در حکومت امام حسن مجتبی بوده، چرا نباشد؟
# ما می‌گوییم ولایت فقیه به واسطۀ داشتنِ این قدرت مطلقه است که می‌تواند بخش‌های پنهان رفتار سیاسی قدرت‌ها در جامعه را کنترل بکند و نفوذهای پنهان را جلویش را بگیرد.
# امتحان خدا برای تکبر یا تقویت ما برای از بین بردن تکبر چیست؟ این است که آن بحث عبودیت یادتان است؟ نسبت به خدا این ذلّت را پدید بیاور؟ خدا می‌آید این ولایت خودش را این ربوبیتی که دارد به خلافت بندگان صالحش ارائه می‌دهد چیزی به نام ولایت این وسط پدید می‌آید همان ولایتی که این‌قدر کمرشکن است.امام صادق علیه‌السلام فرمود وقتی خدا آیه، فرمان داد یا رسول الله! «بلّغ ما انزل إلیک من ربّک» این را به این دلیل خدا فرمود که وقتی رسول گرامی اسلام این فرمان رسید ترسید از اینکه مردم مرتد بشوند هیچ‌کس دیگر در دین باقی نماند. مردم اصلاً به او حمله ببرند. نه ترس به معنای حبّ نفس ها! ضعف مردم را می‌دید.خدا فرمود بگو! تو کاری نداشته باش! رسول خدا در مقابل بیتابی مردم برای امر ولایت این‌جوری هراس او را برمی‌دارد از بس مردم بی‌ظرفیت‌اند چون امتحان خیلی سختی است. حالا این امتحان چه‌جوری آسان می‌شود عرض نهایی ماست امشب.خدا ولایتش را می‌دهد به اولیاء خودش، اگر شما این ولایت را پذیرفتید اصلی‌ترین صفت نتیجۀ عبودیت که زایل کردن تکبر است در دلت پدید آمده آن‌وقت خدا دیگر چه انتظاری از تو دارد وقتی که می‌فرماید کسی ولایت داشته باشد شفاعت می‌شود خب حقش است دیگر! طبیعتاً حقش است، او اصلی‌ترین کار را انجام داده. بچۀ باصفایی است آدم درستی است.
# اسلام به ما این را داده می‌گوید ولایت دارد؟ شیعۀ ما اگر گناه کرد تو نگران نباش! یک قدم غلط بردارد قدم دوم جبران می‌کند. او نمی‌تواند اصلاً زیاد لجن بشود مگر اینکه ولایت نداشته باشد، مغایرت دارد با آن شخصیت و منشش، تکبر و خودخواهی از او زایل شده است یک جایی افتادگی کرده. مهم‌ترین امتحان ربوبیت حضرت حق برای عبودیت ما این است که واسطه بگذارد همین است که حرص همه را درمی‌آورد. یک نکته عرض بکنم که بارها با همدیگر صحبتش را کردیم ولی اینجا جایش است تکرار بکنیم. رفقا! وقتی می‌گویند ولایت، ما در ارتباط با ولایت الان یک مشکلی داریم اخیراً این مشکل ما البته حل شده ها! ولی یک مشکلی داریم آن هم این است که ما ولایت چه کسی را صحبت می‌کنیم؟ رسول خدا را که نیست، امام‌هایی که نیستند یا به شهادت رسیدند یا غایبند خب! پذیرفتن اینها که از آب خوردن هم آسانتر است باز هم معلوم نشد تو ولایت داری یا نه.
# ولی باید بالای سرت باشد پذیرفتنش ببین حالا چند مردِ حلاجی؟ و الّا یهودی‌های مدینه همه می‌گفتند که ما بگذار آخرین پیامبر بیاید منتظرش اصلاً بودند، بگذارید آخرین پیامبر بیاید شما اوس و خزرج را می‌کُشیم! انتقام جنایت‌هایتان را از شما می‌گیریم آنها یا آدمهایی بودند خیلی جاهلی و خیلی بی‌فرهنگ! رسول خدا آمد خودش را که دیدند بارش سخت است خودش را ببین! لذا ما بدبختی‌مان الان این است علی بن ابیطالب علیه‌السلام نیست هِی بگو بله! ولایتش را دارم بگذار بیاید! حالا ببین! حالا بیا خودت را امتحان کن! حساب همان معلمی است که وقتی بچه تکلیفش را انجام نداده باشد می‌گوید ای خدا پایش بشکند نیاید من بابا! پای معلم بشکند؟
# حالا مراتبی دارد فرار کردن ولایت‌گریزی مراتبی دارد فدایت بشوم! و ای خدا در مسئلۀ ولایت ‌پذیری هم بیش از مردم عادی مسئولین در بوتۀ امتحانند، مسئولین در بوتۀ امتحانند. از مدیر یک مدرسه تا مدیر یک شهر تا مدیر یک استان تا مدیر یک کشور تا نمی‌دانم مقنّنه قضائیه فرق نمی‌کند اینها بیشتر در بوتۀ امتحانند. این مسئله الان یک مقدار با ولایت یعنی با این موضوع آسان شده برای ما که می‌توانیم دلهای خودمان را امتحان کنیم.این تکبر که از دل زایل شد به واسطۀ امر ولایت این معلوم می‌شود که بله! آن سجده‌ات هم درِ خانۀ خدا دوزار می‌ارزد یا نمی‌ارزد و الّا سجدۀ متکبرانه هم داریم سجدۀ متکبرانه سجدۀ کسی است که ولایت ندارد و از آن طرف آقا تو ولایتت را درست بکن! بابا این حرفها همه‌اش آب خوردن است!سر عبودیت ما چه صحبت می‌کردیم یک عبد چه‌جوری خودبه‌خود اخلاقش ناز می‌شود تو ولایتت را درست بکن کم‌کم می‌بینی تمام ابواب آسمانها برویت باز می‌شود. گیر دیدی در زندگیت برگرد نقطۀ اصلی را درست بکن! مهم‌ترین آزمایشِ عبودیت قصۀ ولایت است همین چیزی که همه سرش گیر کردند.آقا خب بالاخره ما الان وضعمان چیست؟ یک‌کمی با آقا خودت را امتحان کن نایب امام زمان، یک‌کمی هم داد بزن بگو آقا! شما خودت بیا! تمامش کن قصۀ ما را. آقا هم نمی‌آید! نمی‌آید. من یک داستان ولایت‌گریزی باید برایتان بگویم خیلی این داستان البته خودِ من یادم هست این داستان را گفتم ولی خیلی بامزه است.
# معصوم میفرماید: برای پذیرش ولایت ما جوش نزنید! پذیرش ولایت ما در دلهایی که اهلند از نشستن یک، یک گنجشکی در یک لانۀ مادرزادی خودش راحت‌تر است. گنجشکِ دیدید چه‌جور لانه‌اش را پیدا می‌کند؟ هر جایی ولش کنند چشم‌هایش را می‌بندد می‌رود می‌نشیند مستقیم در لانۀ خودش!
# اخلاق خوب نتیجۀ ولایت باید باشد! از ولایت دربیاوریم ماها قصه‌مان خیلی فرق اصلاً حقیقت این است! حالا شما از ولایت دربیاورید از بین رفتن خصاصت را، از ولایت دربیاورید از بین رفتن حبّ الدنیا را. بابا تو صاحب داری تو ولش کن! «حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئة». «النّبیّ أولی بالمؤمنین من أنفسهم» این گیر کرد من صاحبش هستم.
# یکبار مقام معظم رهبری در مراتب خودش این ولایت همین است دیگر! اصلاً معنای ولایت همین است، یعنی «کهف الوری» غاری که مردم در سختی‌ها به آن پناه می‌برند به همه آرامش می‌دهد. فرمودند یکبار فرمودند بروید فواید ولایت را به مردم بگویید! گوش کردی؟ از آن‌طرف فرمودند چه؟ یکبار دیگر فرمودند اینها ثمرات همان حرف است همین «النّبیّ أولی بالمؤمنین» با تفسیر امام صادق علیه‌السلام. فرمودند که ولایت فقیه را چرا باهاش دشمن‌اند؟ چون ولایت فقیه نباشد دولتها را راحت می‌شود سرنگون کرد! ولایت فقیه از دولتها پشتیبانی می‌کند. جوانها آمده بودند می‌گفتند یعنی چه پشتیبانی می‌کند؟ ببینید چقدر ابتدائیات الفبای ولایت در جامعۀ ما توضیح داده نشده!

yaali.blog.ir


yaali.blog.ir

بازديد : 128 بار دسته بندي : آیات و احادیث ( معنویت در خانواده ) شناخت بیشتر امام زمان (عج) شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


پروانه امام قاتل امام شد!!!


امیرالمؤمنین به والی یمن ـ یمن شنیدید معمولاً مردم خوبی بودند و خوب توصیف شدند ـ نامه نوشتند: اهالی یمن! مردم با من بیعت کردند، آقای والی یمن! شما هم بیعت از مردم بگیر و شما هم به‌جای خودت ابقاء بشو این پُستت مال خودت، ده نفر از بهترین آدم‌هایت را برای من بفرست.

من خواهش می‌کنم شما وسط این داستان پیدا کنید ماهیّت دین را، دین چیست؟ ما چی را باید بپذیریم؟ من و شما باید چی را بپذیریم که یک‌دفعه‌ای با نماز خواندن و قرآن خواندن هم آدم می‌رود جهنّم؟ پس من چی را این وسط باید بپذیرم؟

آقا! این والی یمن هم سخنرانی کرد، همه را دعوت کرد، همه گریه کردند، از راه دور با امیرالمؤمنین بیعت کردند به واسطۀ این والی یمن، بعد فرمود که امیرالمؤمنین دستور داده ده نفر از بهترین‌ها را بفرستیم، مردم! شما این کار را خودتان بروید انجام بدهید.

مردم رفتند صد نفر را انتخاب کردند ، این صد نفر آمدند هفتاد نفر را انتخاب کردند، یکی از بهترین شیوه‌های انتخابات، این هفتاد نفر سی نفر را انتخاب کردند، این سی نفر نشستند شُور کردند ده نفر را انتخاب کردند، این ده نفر رفتند پیش امیرالمؤمنین، این ده نفر آنجا نشستند انتخاب کردند یک نفر را انتخاب کردند، ایشان بلند شد جلوی امیرالمؤمنین شروع کرد عرض ارادت کردن، اینقدر حرف‌های خوشگل و قشنگی زد عمیق، شاعرانه، قوی.

آقا امیرالمؤمنین توجّهی بهشان فرمودند، فرمودند که اسمت چیست جوان؟ گفت من مرادی هستم، فرمود اِبنُ مَن؟ پسر کی هستی؟ گفت من ابن ملجم مرادی هستم. امیرالمؤمنین دست روی دست خودش زد فرمود تو ابن ملجم مرادی هستی؟ گفت آقا! بله مگر چیست؟ چرا ناراحت شدی شما؟ آقا هِی می‌فرمودند «انّالله و انّا الیه راجعون»، گفت آقا! چی شده مگر؟ آقا فرمود واقعاً تو خودت ابن ملجم مرادی هستی؟ گفت آره آقا!

حضرت فرمودند می‌دانی تو آخر سر موجب قتل من خواهی شد قاتل من؟ گفت من؟ حضرت بهشان فرمودند ابن ملجم! تو مجبور نیستی با من بیعت کنی، برو، برو فکرهایت را بکن، گفت آقا! یعنی چی؟ من بیعت نکنم با تو؟ چه حرفی است می‌زنی؟ من در همۀ عالم به شما بیشتر از هر کسی علاقه دارم.

آقایان! یک سؤال می‌کنم شما به من جواب بدهید واقعاً. در طول تاریخ بشریّت چندتا مثل علی‌بن ابیطالب داریم؟ یک‌دانه است علی‌بن ابیطالب، قبول دارند آقایان؟! بانوان محترم قبول دارند؟ یک‌دانه است، خدا با قتل علی‌بن ابیطالب چی می‌خواهد به ما بگوید؟ نمی‌خواهد به ما حرفی بزند؟

علی‌بن ابیطالب که زایشگاهش کعبه است، قتلش پیام ندارد برای ما؟ آن‌وقت قتلش باید توسّط کسی باشد که به قول آقای بهجت(رض) یک کسی یک عمر پروانۀ امامش می‌شود آخرش امامش را می‌کُشد، چی می‌خواهد بگوید خدا؟ این خبر ویژه است یا یک خبر فرعی؟ حالا یک حادثۀ جزئی است بنده دارم بَرِش تأکید می‌ورزم یا یک نکتۀ بسیار کلیدی است؟

yaali.blog.ir

بازديد : 112 بار دسته بندي : آیات و احادیث ( معنویت در خانواده ) شناخت بیشتر امام زمان (عج) شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


چه میکند روضه..!


استاد پناهیان :


یک نفر آمد گفت یاعلی‌بن ابیطالب!

من تو را دوست دارم

امّا کمی دشمنان تو را هم دوست دارم.


من کلمات علی‌بن ابیطالب را به این فرد را

نخواهم گفت به شما

چون آن در یک مجلس خصوصی بود،

اینجا در یک مجلس عمومی است

و او را در نهایت حماقت و نادانی و نفهمی

حضرت توصیف فرمودند

و بیماری روحی،

با اینکه می‌گفت من تو را خیلی دوست دارم،

حضرت نفی نکرد

مثل بعضی‌ها که می‌فرمود که

تو دروغ می‌گویی من را دوست داری،

فرمود من را دوست داری باشد،

امّا اینکه به دشمنان ما بغض نداری تو در نهایت بیچارگی هستی.


 این بغض را از کجا می‌شود پیدا کرد که دو بال هستند حبّ و بغض؟
این بغض را در مجلس روضه می‌شود پیدا کرد.
انسان تا ناله نزند، تا در سوگواری قرار نگیرد آن نفرت لازم از دشمنان اهل‌بیت در دل‌شان نمی‌آید.


  السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین  


منبع :yaali.blog.ir        



بازديد : 198 بار دسته بندي : آیات و احادیث ( معنویت در خانواده ) شناخت بیشتر امام زمان (عج) شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


دیدار با امام خامنه ای


      سالروز دیدار با امام خامنه ای با دانشجویان کرمانشاهی مبارکباد ...

             24مهر1390          ساعت 56/15

 

 

                                           بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌


براى من اين جلسه‌ى پرشكوه و پرمغز، بسيار شيرين و دلنشين است؛ جمع عظيم و كثير جوانان دانشجو و اساتيد محترم اين استان، كه بايد به اين تعداد بزرگ و كميت عظيم دانشجو و استاد در اين استان، ماشاءالله گفت. مطالبى هم كه دوستان بيان كردند، چه آنچه كه رئيس محترم، دانشمند و مؤمن اين دانشگاه بيان كردند، چه آنچه كه جوانان عزيزمان گفتند، در اينها مطالب قابل توجه و قابل پيگيرى‌اى بود.

براى من ديدار با شما جوانان عزيز از دو جهت مهم است: يكى اينكه خود حضور در ميان جوانان، شنيدن از آنها، گفتن با آنها، به انسان روحيه‌ى جوانى و نشاط ميبخشد؛ كه ما امروز در مسئوليتهاى مختلف به اين روحيه‌ى نشاط نيازمنديم. در يك چنين جمعهائى، حالت ابتكار و نوآورى و طلبگارىِ قله‌هاى بلند موج ميزند؛ و اين همان چيزى است كه براى ما مطلوب است.

جهت دوم اين است كه نسل جوان، بار انقلاب را بر دوش داشته است و دارد و در آينده هم خواهد داشت. اين مخصوص جوان دهه‌ى 60 نيست؛ جوان دهه‌ى 90 هم كه شما هستيد، بار سنگينى را بر دوش داريد. و من مى‌بينم و مشاهده ميكنم كه بحمدالله جوان كشور ما، بخصوص جوانان دانشجو و تحصيلكرده، اين بار را بخوبى پيش ميبرند و ان‌شاءالله به منزل خواهند رساند.

هم امروز كه روز مجاهدت و ايستادگى و بصيرت و صبر در گذرگاه انقلاب است، و هم در آينده كه مسئوليتها و مأموريتهاى زيادى در عرصه‌هاى مختلف بر دوش شما جوانان خواهد بود - در عرصه‌ى علمى، در عرصه‌ى سياسى، در عرصه‌ى اجتماعى، در عرصه‌هاى ديپلماسى، در عرصه‌هاى اقتصادى و فنى و همه‌ى عرصه‌هاى زندگى - نقش جوانان برجسته است. پس شما، هم امروز مسئول و مشغول تلاش هستيد، هم ان‌شاءالله در آينده چنين خواهد بود. بنابراين ديدار با جوانان، گفتن با آنان و شنيدن از آنان، داراى اهميت است.

پيغمبر اكرم از جوانى از صحابه‌ى خودشان خوششان آمد و براى او دعائى كردند و فرمودند: «اللّهمّ امتعه بشبابه»؛(1) يعنى پروردگارا ! او را از جوانىِ خود متمتع كن، بهره‌مند كن. معلوم ميشود همه‌ى جوانان از جوانىِ خود بهره‌مند نميشوند كه پيغمبر براى اين جوان چنين دعائى را كرد. تمتع از جوانى، بهره‌مندى از جوانى به چه معناست؟ خطاست اگر خيال كنيم بهره‌مندى از جوانى به معناى لذت بردن از شهوات مادى جوانى است، سرگرمى‌هاى جوانى است، استفاده‌ى از لهويات در دوره‌ى جوانى است؛ اين نيست بهره بردن از جوانى. در يك بيان ديگرى پيغمبر اكرم فرمودند: «ما من شابّ يدع لذّة الدّنيا و لهوها و اهرم شبابه فى طاعة الله الّا اعطاه الله اجر اثنين و سبعين صدّيقا»؛(2) يعنى جوانى كه دامن خودش را پاك نگه ميدارد، از شهوات مادى دورى ميگزيند، در پيش خداى متعال اجر هفتاد و دو صديق را دارد. «در جوانى پاك بودن شيوه‌ى پيغمبرى است». مثالى هم كه خداى متعال به عنوان الگو در مقابل جوانان گذاشته است، يوسف پيغمبر است. تمتع از جوانى به اين نيست؛ تمتع از جوانى اين است كه انسان - همچنان كه در اين حديث هست - «اهرم شبابه فى طاعة الله»؛ جوانى را در اطاعت خدا بگذراند. اطاعت خدا هم فقط نماز خواندن نيست. البته نماز خواندن خيلى با فضيلت و مهم است و سازنده است، اما فقط اين نيست. در عرصه‌ى وسيع زندگى، مصداقهاى زيادى براى اطاعت خدا هست؛ كه يكى از مهمترين آنها ترك گناه است، آلوده نكردن دامن است. درس هم كه شما ميخوانيد، اطاعت خداست؛ ابتكار هم كه ميورزيد، اطاعت خداست؛ همين كارهائى كه اين جوانهاى عزيز اينجا گفتند - در زمينه‌ى مسائل شيمى، انرژى، علوم انسانى، پزشكى و غيره - تلاش در اين راه‌ها، همه اطاعت خداست.

خب، در جمع جوانان حرفهاى گفتنى زياد است و ما خيلى حرف براى گفتن داريم؛ البته جوانها هم براى گفتن به ما خيلى حرف دارند؛ بايد از همين فرصتها استفاده كرد؛ ليكن به مناسبت مسائلى كه در منطقه است، اين انقلابهائى كه واقع شد، نهضتهائى كه به وجود آمد، نظامهاى طاغوتىِ مرتجعِ مستكبرِ وابسته‌اى كه برخلاف انتظار و برخلاف همه‌ى تحليلها سرنگون شد و همچنين پيامدهاى اينها، لازم است بحثهائى با نگاه به اين قضيه اتفاق بيفتد؛ كه من ان‌شاءالله شرح خواهم داد.

اين پيامدهائى كه گفتم، كشمكشهاى آشكار و پنهانى است كه الان بر سر نظامهاى جايگزين وجود دارد. فرض كنيد در مصر - كه البته اين براى كسانى كه قضايا را دنبال ميكنند، محسوس و مشهود است - يقيناً دستهاى استكبار و عوامل استكبار سعى ميكنند حالا كه نظام وابسته ساقط شد، شايد بتوانند يك نظامى را سر كار بياورند كه باز وابستگى‌اش به غرب محفوظ باشد؛ يك نظامى بر سر كار بيايد كه وابسته‌ى به غرب باشد؛ برنامه‌هاى غرب را، برنامه‌هاى آمريكا را بر طبق ميل آنها اجرا كند؛ منتها با يك شكل مدرنترى. عده‌اى مايلند اين نظام جديد از شكل پيرِ فرسوده‌ى منفورِ حسنى مباركى در بيايد، يك شكل ظاهرالصلاح‌ترى به خودش بگيرد. يك عده‌اى دنبال اين هستند و دارند تلاش ميكنند و پول خرج ميكنند. بعضى اين را نميخواهند، اما دنبال اين هستند كه يك نظام سكولار بر سر كار بيايد؛ نظامى كه تعهد دينى نداشته باشد. اينها هم دارند كار ميكنند، تلاش ميكنند. عده‌اى هم به دنبال ايجاد يك نظام اسلامى هستند. البته تفسيرها و تعبيرها از نظام اسلامى مختلف است. بنابراين كشمكشهائى در اين زمينه‌ها وجود دارد؛ تلاش براى ايجاد نظام جايگزين.

به طور طبيعى يكى از عواملى كه ميتواند در اين عرصه‌ى كشاكش و تصميم‌گيرى و اثرگذار براى آينده، اثر بگذارد، نظام جمهورى اسلامى ايران، رفتار دولتمردان، رفتار مردم و به طور كلى شاكله‌ى نظام جمهورى اسلامى است. من آن روز هم در جمع مردم عزيز كرمانشاه گفتم؛ امروز خوب بودن ما، خوب عمل كردن ما، آبرومند بودن ما اثرگذار است در كشورهائى كه يا انقلاب كردند يا در شرف انقلابند. خداى نكرده بى‌آبرو شدن ما، ناكارآمد نشان داده شدن ما، مكدر بودن چهره‌ى ما، تأثيرات منفىِ متقابلى روى آنها خواهد گذاشت. لذا اين مهم است كه ما چه هستيم، چه باشيم و چگونه عمل كنيم.

خب، به اين جهت، من امروز اينجا يك بازخوانى‌اى از هويت كلى و شاكله‌ى كلى انقلاب مطرح ميكنم. براى خود ما هم مهم است. ما نميتوانيم سرمان را پائين بيندازيم و نفهميم در دنيا چه ميگذرد، همين طور جلو برويم. اينجور حركت كردن كه انسان چشم و گوش بسته، بدون توجه، بدون نگاه به اطراف، بدون نگاه به واقعيتها، بدون نگاه به افقهاى دوردست حركت كند، غالباً به گمراهى و اشتباه منجر خواهد شد. پس خودمان هم بايد يك نگاهى بكنيم، يك بازخوانى‌اى بكنيم.

من امروز بخشى از اين بازخوانى را اينجا انجام ميدهم. البته ان‌شاءالله اين، برنامه‌ى كلى‌تر و عمومى‌تر ما خواهد بود. اگر به خودمان نگاه كرديم، ديديم انحرافى در ما وجود دارد، ببينيم اين زاويه در اين مسير ما كجا پيدا شده است؟ زاويه‌ى از خط مستقيم در چه نقطه‌اى به وجود آمده است؟ عامل آن چيست؟ اينها بايد بررسى شود. سؤالهائى مطرح ميشود. تا جائى كه وقت باشد، من دو سه تا سؤال را عرض ميكنم و درباره‌اش توضيح ميدهم.

يك سؤال اين است كه مسئله‌ى پيرى و جوانى نظام چگونه قابل تحليل است؟ هر موجود زنده‌اى دوران جوانى‌اى دارد، دوران پيرى‌اى دارد. وضع نظام اسلامى در اين زمينه چيست و چگونه خواهد شد؟ آيا نظام اسلامى پير خواهد شد؟ فرسوده خواهد شد؟ ازكارافتاده خواهد شد؟ براى اينكه چنين وضعى پيش نيايد، آيا راهى وجود دارد؟ اگر يك وقتى چنين حالتى پيش آمد، آيا علاجى براى آن متصور است و وجود دارد؟ اينها سؤالات مهمى است. اين سؤالات بايد در مراكز فكر و تصميم‌گيرى و تصميم‌سازى - عمدتاً در حوزه و دانشگاه - بين اصحاب فكر مطرح شود؛ بايد روى اينها فكر شود، بحث شود؛ شما جوانها هم رويش فكر كنيد.

من يك نكته‌اى را در اينجا عرض بكنم. يك زنجيره‌ى منطقى وجود دارد؛پيش‌ها اين را گفتيم، بحث شده. حلقه‌ى اول، انقلاب اسلامى است، بعد تشكيل نظام اسلامى است، بعد تشكيل دولت اسلامى است، بعد تشكيل جامعه‌ى اسلامى است، بعد تشكيل امت اسلامى است؛ اين يك زنجيره‌ى مستمرى است كه به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامى - كه حلقه‌ى اول است - حركت انقلابى است؛ والّا به يك معنا انقلاب شامل همه‌ى اين مراحل ميشود. اينجا منظور ما از انقلاب اسلامى، يعنى همان حركت انقلابى و جنبش انقلابى كه نظام مرتجع را، نظام قديمى را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون ميكند و زمينه را براى ايجاد نظام جديد آماده ميكند. حلقه‌ى بعد، نظام اسلامى است. منظور من در اينجا از نظام اسلامى، يعنى آن هويت كلى كه تعريف مشخصى دارد، كه كشور، ملت و صاحبان انقلاب - كه مردم هستند - آن را انتخاب ميكنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب كردند: جمهورى اسلامى. جمهورى اسلامى يعنى نظامى كه در آن، مردم‌سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاى اسلامى همراه است. ما از اين حلقه هم عبور كرديم. منظور از دولت اسلامى اين است كه بر اساس آنچه كه در دوره‌ى تعيين نظام اسلامى به وجود آمد، يك قانون اساسى درست شد؛ نهادها و بنيانهاى اداره‌ى كشور و مديريت كشور معين شد. اين مجموعه‌ى نهادهاى مديريتى، دولت اسلامى است. در اينجا منظور از دولت، فقط قوه‌ى مجريه نيست؛ يعنى مجموع دستگاه‌هاى مديريتى كشور كه اداره‌ى يك كشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره كننده‌ى كشور. بخش بعد از آن، جامعه‌ى اسلامى است؛ كه اين، آن بخش بسيار مهم و اساسى است. بعد از آنكه دولت اسلامى تشكيل شد، مسئوليت و تعهد اين دولت اسلامى اين است كه جامعه‌ى اسلامى را تحقق ببخشد. جامعه‌ى اسلامى يعنى چه؟ يعنى جامعه‌اى كه در آن، آرمانهاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگى كه اسلام براى بشر ترسيم كرده است، تحقق پيدا كند. جامعه‌ى عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌اى كه مردم در آن، در اداره‌ى كشور، در آينده‌ى خود، در پيشرفت خود داراى نقشند، داراى تأثيرند، جامعه‌اى داراى عزت ملى و استغناى ملى، جامعه‌اى برخوردار از رفاه و مبراى از فقر و گرسنگى، جامعه‌اى داراى پيشرفتهاى همه‌جانبه - پيشرفت علمى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت سياسى - و بالاخره جامعه‌اى بدون سكون، بدون ركود، بدون توقف و در حال پيشروى دائم؛ اين آن جامعه‌اى است كه ما دنبالش هستيم. البته اين جامعه تحقق پيدا نكرده، ولى ما دنبال اين هستيم كه اين جامعه تحقق پيدا كند. پس اين شد هدف اصلى و مهمِ ميانه‌ى ما.

چرا ميگوئيم ميانه؟ به خاطر اينكه اين جامعه وقتى تشكيل شد، مهمترين مسئوليت اين جامعه اين است كه انسانها بتوانند در سايه‌سار چنين اجتماعى، چنين حكومتى، چنين فضائى، به كمال معنوى و كمال الهى برسند؛ كه: «ما خلقت الجنّ و الانس الّا ليعبدون»؛(3

بازديد : 116 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


ابرمردی که در برابر "آقا" دو زانو نشست


ابرمردی که در برابر "آقا" دو زانو نشست

این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). این بیانات علامه را باید در کنار نامه‌ی ایشان به فرزند خود گذاشت.

در اواخر سال 1307 هجری خورشیدی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد شد. در سن شش سالگی، به مکتب خانه رفت و خواندن و نوشتن یاد گرفت. تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه‌های آن زمان را خواند و در خردسالی، تمام قرآن را هم یاد گرفت. سپس وارد دوره‌ی ابتدایی دروس حوزوی شد. تاریخ ورود وی به حوزه‌ی علمیه، مهرماه سال 1323 هجری شمسی بود. متون ابتدائیهٔ درس حوزه را در آمل در نزد استادان محمد غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی، ابوالقاسم رجائی و آیت‌الله فرسیو و سایرین فراگرفت و در آمل، آغاز به تدریس چند کتاب مقدماتی نمود.
در شهریور 1329 خورشیدی به تهران آمد و چند سالی در مدرسه‌ی حاج ابوالفتح به سر برد و باقی کتب حوزوی را نزد آیت‌الله سید احمد لواسانی خواند. چندین سال در مدرسه‌ی مروی به سر برد و زیر نظر آیت‌الله محمد تقی آملی و حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (به مدت 13 سال) درس خواند و از ایشان اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد. در سال 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته و پس از ورود به قم، آغاز به تدریس معارف حوزوی و فنون ریاضی نمود.


در همان دوران بود که به ملاقات امام خمینی(ره) رفت. خودش درباره‌ی این دیدار این‌طور می‌گوید:

«قبل از پانزده خرداد سال 1342 که در تهران مشغول تدریس بودم، شنیدم حضرت آیت الله العظمی امـام خمینی(قدس سـرّه) روحانیــانی را که برای ایام محــرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف می‌روند موظف نمـوده انـد که مسـایل اجتمــاعی و سیـــاسی عالَـم اسلام و مشکلات جـامعه مســلمین و خصـوصـاً اوضاع ایــران را به گوش مـردم بــرسانند و مــردم را در این زمینه آگاه نمایند.

لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کــردم این وظیفه متــوجه من نیـز می باشـد و باید در انجام آن بکوشـم، بـدین جهت قبـل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم. قمی که با هیچ یک از خیابانها و کوچه هایش آشنا نبودم. سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن زاده آملی هستم و فعلاً در حوزه‌ی علمیه‌ی تهران مشغول تحصیل و تدریسم. اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و ... شنیدم که حضرتعالی، روحانیون را مکلف کرده‌اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند. لذا من که یکی از اطبای سرشناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم، آمده‌ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز انشاءالله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می دهیم و دین خدا را پیاده می کنیم.»


در خصوص علامه، مطالب زیادی گفته شده و به ابعاد تربیتی، عرفانی، اخلاقی و علمی ایشان پرداخته شده است. به طور مثال، دختر ایشان من‌باب سیره‌ی تربیتی علامه می‌گوید:

«ایشان هیچ اجباری در تربیت علمی و دینی فرزندان به خرج نمی دانند. به هیچ وجه اهل اجبار نبودند؛ نه در تحصیل علوم و نه حتی در مسائل سلوکی؛ فقط از ما می خواستند که واجبات را ترک نکنیم، تنها براین مسئله تاکید شدید داشتند. بارها به ما فرموده اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که آنها در برابر سوالات فیزیک و متافیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آنها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقان قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.»

اما آنچه در خصوص اکثر علما، بویژه حضرت علامه حسن‌زاده اتفاق افتاده، غفلت از وجه سیاسی ایشان است. تا جایی که بعضاً تصور می‌شود این بزرگواران، رویکرد سیاسی نداشته و شاید این سکوت ساختگی، نشانه‌ای‌ست از عدم همراهی آنها. در حالی که این آیات الهی، از حامیان خاص نهضت خمینی کبیر بوده و هستند.


به طور مثال، درباره‌ی آیت‌الله حسن‌زاده باید گفت همراهی علامه با انقلاب اسلامی، بعد از پیروزی آن بیشتر شد. خصوصاً پس از رحلت حضرت امام و به رهبری رسیدن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جملاتی که ایشان نسبت به رهبر انقلاب فرموده‌اند جالب توجه است.

برای نمونه، استاد رمضانی پیرامون سفر مقام معظم رهبری به آمل، خاطره‌ای تعرف می‌کنند که جالب توجه است:

«روزی خدمت علامه بودم و در مورد تعابیری هم‌چون "قائد ولی وفی"، "رائد سائس وفی"، "مصداق بارز نرفع درجات من یشاء" و "دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد" که ایشان برای مقام معظم رهبری به کار برده‌اند، گفت‌وگو و سؤال ‌کردم. چرا که آن زمان برخی نتوانستند این ستایش‌ها را تحمل کنند و به استاد خرده گرفتند. وی افزود: به استاد عرض کردم که برخی، عبارات شما در تمجید از مقام معظم رهبری را برنتافته‌اند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و به‎جا بود و از نظر بنده هیچ مشکلی ندارد.»

این سخنان حضرت علامه در شرایطی است که علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی در استقبال از رهبر انقلاب، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می فرمایند: «اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.»


و یا در جایی دیگر به رهبر انقلاب فرمودند: «به جد اطهرت قسم که اگر می شنیدم که تو دست کجی، یک دونه خرما را میشنیدم یا میدیدم که دستت کج بود ولو به یک دونه خرما، به استقبالت نمی اومدم. چون میبینم پاکی اومدمُ چون میبینم به اخلاص داری کار میکنی اومدم.»

اما ابراز ارادت حضرت علامه به رهبر انقلاب به همین‌جا ختم نمی‌شود. زیرا بعد از این دیدار، استاندار مازندران به همراه جمعی از مسؤولان استانداری، با آیت الله حسن‌زاده در آمل دیدار کردند. آیت الله حسن‌زاده آملی با اشاره به توصیه‌های مقام معظم رهبری در امورات مختلف، در خصوص امر ولایت فرمودند: «همگان باید عامل موثری باشیم و برای تقویت جایگاه ولایت فقیه سعی کنیم.»

اما یکی از شاگردان بنام ایشان نیز، در خصوص این دیدار خاطرۀ جالبی تعریف می‌کنند. حجت‌الاسلام والمسلمین صمدی آملی، یک روز پس از سفر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آمل به دیدار علامه رفته و ایشان، نکته‌ای در خصوص دیدار مذکور فرمودند: «اگر یک میکرون در آقای خامنه‌ای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و (هر تعبیری می‌خواهید)، یک میکرون، یک میلیونوم، یک هزارم این‌ها در ایشان می‌دیدم نمی‌آمدم، چه کار دارم؟»

حضرت علامه حسن‌زاده در جای دیگری پیرامون حضرت آفا فرموده‌اند: «گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوش‌شان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.»

این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج).

این بیانات علامه را باید در کنار نامه‌ی ایشان به فرزند خود گذاشت. ایشان در قسمتی از این نامه می‌نویسند:

«و بدان که علم و عمل دو حقیقت انسان سازند و علم، امام عمل است، و اکنون هنگام تحصیل علم و اعتیاد به عمل صالح ان عزیز است، به انتظار فردا مباش که به فرموده ی انسان اگاهی:

در جوانی به خویش می گفتم شیر شیر است گر چه پیر بود

تا به پیری رسیده ام دیدم پیر پیر است گر چه شیر بود»


به عبارت دیگر، توصیفات، بیانات و نظرات علامه در خصوص نهضت امام خمینی(ره) و حمایت از مقام معظم رهبری، تا زمانی که به مقام عمل نرسد، ارزشی نداشته و لازم است تا از چنین الگوهایی که خود، مصداق کانل عالم عامل هستند، تأثیر عملی ببینیم و در میدان امتحان، خود را نشان دهیم. البته با عنایت به اینکه، "به انتظار فردا مباش". خود علامه جای درباره‌ی این موضوع گفته است:

«بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏ بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است؛ و وقت هم خیلى کم است. وقت‏ خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏». یعنى شتران تشنه را مى ‏بینید که وقتى چشم‌شان به نهر آب افتاد چگونه مى ‏کوشند و مى ‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى ‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏ هاى رحمان ‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏ خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن. وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏ بسازیم

بازديد : 110 بار دسته بندي : شناخت بیشتر ولایت فقیه نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • کلینیک تخصصی موی من

    نمایندگی تعمیرات پرینترهای اپسون

    عکس خنده دار|عکس عاشقانه|عکس فیسبوکی

    گیفت کارت ارزان 25 دلاری استیم Steam

    محصولات ارگانيک چيست؟

    هيتر کارگاهي گازي

    هيتر کارگاهي کم مصرف

    خرید جم کلش اف کلنز

    ابزار وبلاگ

    پکیج تصفیه فاضلاب

    عکس گل

    ثبت دامنه مدیریت سرور

    خاک پوششی قارچ

    دانلود نمونه سوال

    ارسال ایمیل تبلیغاتی

    دانلود آهنگ جدید

    دانلود نرم افزارهای اندروید

    گیفت کارت

    دانلود طرح توجیهی

    دانلود مقاله ترجمه شده

    دانلود پاورپوینت

    جاهای دیدنی

    خرید گیفت کارت

    دانلود آهنگ جدید

    قیمت ادکلن شانل

    مجله گردشگری

    سیب اپ

    آتلیه عکاسی

    تشریفات مجالس

    سفرنامه

    درمان ریزش مو

    نرخ ارز مرجع

    اتاق کودک

    ثبت شرکت

    مدل لباس مجلسی زنانه

    انجام پایان نامه

    جدیدترین وبلاگ های فارسی

    واضح

    تور کیش

    برگزاری عروسی

    آپلود عکس

    آپلود عکس

    منابع آزمون دکتری هنر

    بلیط هواپیما

    خرید خودرو

    آزمون دکتری معماری

    مونوپاد

    خرید بازی اورجینال

    تور اروپا

    تور مالزی

    تور تایلند

    تور دبی

    تور ترکیه

    لوگو

    چاپ

    عکس

    قالب بتن

    دانلود آهنگ جدید

    درب اتوماتیک

    دانلود بازی اندروید

    پردازش تصویر

    دانلود سریال

    خرید تبلت

    فروش پرچم

    برفکی پورتال خبری

    اخبار ویندوزفون

    عکس بازیگران

    منابع آزمون دکتری

    منابع دکتری معماری

    دانلود آهنگ کیمیا محسن چاوشی

    در حاشیه

    لایسنس ویندوز

    شرکت رباتیک

    بازی پزشکی

    ریزش مو

    آشپزی

    خدمات مجالس

    پکیج تصفیه فاضلاب












  • بک لينک بک لينک